نیاز ویژه:

– بخشنده بودن بیشتر از آنکه توانایی مالی بخواهد “قلبی بزرگ”می خواهد.

مادری که همسر خود را به دلیل بیماری از دست داده است و برای تامیت مخارج خانواده اش به نگهداری شبانه روزی از سالمند مشغول است. برای تهیه ی جهیزیه دختر ۱۵ ساله خود نیازمند یاریتان است.

– هیچ کس نباید به دلیل مشکلات مالی از تحصیل محروم شود.

با یاریتان ما را حمایت نمایید.

فراخوان بنیاد خیریه نگار مهربان

کمک به هزینه تحصیلی ۲۱ دانشجو ودانش آموز پیش دانشگاهی که در رتبه های بالای علمی قرار دارند اما به دلیل بی سرپرستی و بد سرپرستی برای تامین هزینه های تحصیلی و ایاب و ذهاب با مشکلات جدی روبرو هستند.

تلاش کنیم تا ضمن ایجاد فرصت تحصیلی برای آنان پشتیبانی محکم برای آینده خانواده های نیازمند آنان نیز باشیم.

هزینه ماهیانه هر نفر سیصد هزار تومان میباشد.

-به هم رحم کنیم تا خداوند هم به ما رحم کند.


خانم ز- س شصت ساله سالها پیش همسر خود را از دست داده وهیچگونه درآمدی ندارد وبا کمک ناچیزی که از یکی از سازمان های حمایتی می گیرد اموات خود را میگذراند. در حال حاضر به دلیل نداشتن پول پیش در یک منزل فرسوده که از طرف فردی در اختیار ایشان گذاشته شده زندگی میکند که متاسفانه بر اثر فرسودگی و بارش های گذشته مقداری از سقف آن ریخته و هرلحظه امکان ریختن بقیه آن نیز هست.


-خانم ص مدت هفت سال است به علت اعتیاد همسر جدا شده وی دارای دودختر می باشد .یکی دانشجوی رشته بیوتکنولوژی دانشگاه آزاد تهران شمال می باشد دختر دیگه ۱۵ ساله است که در کلاس دهم دبیرستان تیزهوشان مشغول به تحصیل می باشد.

ایشان با کار در منازل وکارهای خانگی امرا معاش می کردند که به علت دیسک کمر دیگر قادر به کار نمی باشد .

منبع درآمد خانواده یارانه و مبلغ ۷۲ هزار تومان مستمری بهزیستی می باشد و برای هزینه ایاب و ذهاب ،کتب درسی همچنین تهیه لپ تاپ مشکل دارند.

در حال حاضر در یک اتاق خانه پدری زندگی می کند که بسیار قدیمی وفرسوده می باشد که مادر بزرگ با نوه هایش سازگاری ندارد و دختران ایشان بسیار از این موضوع ناراحت هستند چنانچه مایل به کمک به این خانواده هستید اطلاع دهید تاهماهنگی های لازم انجام گیرد.


-دستها بسوی آسمان است و چشم گریان مادربزرگ نوه هایش را می نگرد.

آیا امیدی هست ………….

راستی خدایا ازچه بگویم ، دراوج جوانی همسرم را از دست دادم و با کاردر منازل به سختی فرزندانم را بزرگ کردم ، اما اعتیاد یکی از انها خانه را برسرم خراب کرده و در ۸۰ سالگی که خود نیازمند آرامش بودم با دستان خالی و تنی رنجور سرپرستی سه پسر خردسالش را که یکی از آنها معلول هسا را بعهده گرفتم اماحالا درسرمای زمستان و بی پناهی چه کنم این قصه مادربزرگی است که در یکی از اتاق در ساختماتی قدیمی با آشپز خانه و سرویس بهداشتی مشترک زندگی می کرد اما صاحبخانه این پیرزن را جواب کرده است و دنیایی از اندوه و خستگی و درماندگی برایش باقی مانده …….

مهربانان مدد رسان بیایید همت کنیم واین مادربزرگ درمانده و نحوه های ساداتش را پناهی باشیم و از آسیب دیدن بیشتر آنها جلوگیری کنیم. نتظر یاری دستهای مهربانتان هستیم. فقط لحظه ای به چشمان پراز اشک و کودکان گرسنه و بی سرپناه فکر کنیم.


چگونه میتوانم کمک کنم